نقش زبان و راوی : در"جهان داستان"
راوی ، داستانی را برای خواننده ، نقل ، شرح ، روایت و یا انشاء می کند . این روایت ، می تواند در زمانهای گوناگون و با ضمیرها و زاویه دید های مختلف و متعدد ، بیان و نوشته شود . این راوی ، هدایت متن و چگونگی انتقال متن را به خواننده بازبین وسامان می دهد . درحقیقت راوی نفش واسطه راایفاء می نماید .از یک طرف موظف به انتقال متن وتحمیل تکنیک بر"جهان متن" برای عبورخواننده ازمتن داستان و رسانیدن او به روح اثراست وازطرف دیگر، مهارت درحفظ خواننده وچگونگی دریافت متن وپیروی ازنویسنده است. زبان عامل اصلی خلق ، تولید و بی واسطه ی جهان متن است. این زبان کارکردی چند منظوره دارد . زبان از یک طرف خالق هستی متن است و از طرف دیگر افشاء کننده متن نیزهست . بازدرعین حال آنکه ، جهان متن را می سازد ، نویسنده و راوی نیز توسط زبان نوشته می شود. درحقیقت زبان هم خالق است و هم مخلوق وهم ویران کننده متن است برای خواننده ، تا در پرتو افشاء متن ، سپید خوانی متن را درک واندیشه وتحصیل کند . زبان ضمن ساختن نویسنده و راوی ، نویسنده را حذف وخود پس ازمحو راوی ، جانشین راوی هم میشود . دیگر این زبان است که حاکم بی چون وچرای هستی جان وجهان متن است . راوی می تواند شرح وبسط روایت را به صورتی بنویسد که انگارهمین حالا درحال اتفاق است و یا می تواند در گذشته ی دورونزدیک ویا فردا و یاآینده ی دور، بنویسد . ویا درقالب نامه با شخص خاصی و یا از طریق واگویه(منولوگ) ویا گفتگوی چند نفره (دیالوگ)، فضا سازی کند . مخاطب هم می تواند عام باشد یا شخص و یا اشیاء (عروسک چینی ) ویا هرجانداردیگر . راوی گاهی فربه است . یعنی از زاویه دانای کل حضوری پررنگ دارد .این حضور وابسته به متن است . هرمتنی ، روایت ، زاویه
برچسب:
نویسنده: نگار محمدی
تاريخ: يکشنبه
31 تير
1403 ساعت: 19:38